ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در ۷ اوت توافق دفاعی موسوم به «توافقنامه مکه» را امضا کردند.
فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان سعودی، این توافقنامه را «اوج خواست مشترک برای یکپارچهکردن تلاشها در مبارزه با تهدیدهایی که بر امنیت و ثبات منطقه تأثیر میگذارند» توصیف کرد.[۱]
بنابراین، او تأکید کرد که این توافقنامه اقدامی مشترک در برابر تهدیدهای منطقهای است.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، گفت این توافقنامه که آن را «توافقی تاریخی» توصیف کرد، برای نسلها نقش «سپر صلح» را ایفا خواهد کرد و «برای سه کشور و جهان گستردهتر اسلام رفاه به ارمغان خواهد آورد».[۲]
رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور، نیز گفت «این توافقنامه بر اصل بازدارندگی جمعی استوار است و نباید بهعنوان ائتلافی که دولت دیگری را هدف قرار میدهد تفسیر شود» و تأکید کرد که «به روی مشارکت همه کشورهای برادر باز است».[۳]
بر اساس این توافقنامه، حمله به یکی از این سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد.
سعودیها میگویند «این توافقنامه بیانگر هیچگونه گرایشی برای ایجاد یک محور نظامی یا یک بلوک مذهبی/دینی نیست».[۴] بدینترتیب القا میکنند که این ائتلاف ایران و اسرائیل را هدف قرار نمیدهد.
اما همین بند بهتنهایی، آن را از یک توافق عادی همکاری دفاعی خارج کرده و به جایگاه یک پیمان دفاع منطقهای ارتقا میدهد.
پس این پیمان دفاعی چه کسی را تهدید میبیند و نیروهایش را علیه چه کسی متحد میکند؟
ابهام عمدی درباره هدف
در اظهارات رهبران سه کشور و بیانیه مشترک منتشرشده، مبهمماندن ماهیت و هدف توافقنامه بسیار قابل توجه است.
توافقنامه مکه بهعنوان توافقی دفاعی مشترک با هدف بازدارندگی در برابر تهدیدهای منطقهای تعریف میشود؛ اما بلافاصله پس از آن تأکید میشود که دولت دیگری را هدف نمیگیرد.
اینکه پیمان دفاعیِ ایجادشده از سوی سه کشور سنیِ متحد آمریکا، هدف خود را عمداً مبهم باقی بگذارد، کاملاً قابل درک است.
صرف همین ابهام عمدی نیز در واقع آشکار میکند که این توافقنامه جز تقویت روحیه سعودیها و پول درآوردن برای ترکیه و پاکستان، هیچ کارکرد دیگری نخواهد داشت. ناتوانی در ارائه پاسخ رسمی به پرسشهای زیر، شاهد ملموس این امر است.
- این سه کشور سنیِ متحد آمریکا، چه کسی را تهدید مشترک میبینند؟
- اگر این سه کشور دولت دیگری را تهدید نمیبینند، چرا پیمان دفاعی مشترکی با هدف بازدارندگی ایجاد میکنند؟
- توافق دفاعی مشترکی که سه کشور امضا کردهاند و معلوم نیست چه کسی را هدف میگیرد، چگونه برای جهان اسلام رفاه به ارمغان خواهد آورد؟
رسانههای رسمی توافقنامه را چگونه میبینند
رسانههای عربستان سعودی، بهگونهای که اصلاً غافلگیرکننده نیست، بر اهمیت توافقنامه تأکید کردند. حتی یک مطلب با رویکرد انتقادی به توافقنامه منتشر نکردند.
در پاکستان نیز توافقنامه با مفاهیمی چون «اتحاد اسلام» ستایش شد. با این حال، روزنامه داون در ماه مارس، هنگامی که توافقنامه مطرح شد، توجه را به روابط نزدیک با ایران جلب کرده و تأکید کرده بود که نباید با این توافقنامه به روابط پاکستان و ایران آسیب وارد شود.[۵]
رسانههای درباری در ترکیه نیز موضوعاتی را که مقامهای رسمی مبهم باقی گذاشته بودند، با استدلالهایی بسیار غیرعقلانی و برای فراهمکردن حمایت داخلی از حکومت دستکاری کردند.
بحث بر سر یک توافق دفاعی مشترک برای تهدیدهای مشترک بود و رسانههای درباری، ماهها پیش از امضای توافقنامه، تهدیدهای مشترک را برشمرده و ادعا کرده بودند که «یونان، اسرائیل و هند در وحشتی بزرگ بهسر میبرند».[۶]
رسانههای درباری باید فرض کرده باشند که عقل متعارف پرسشهای زیر را مطرح نخواهد کرد:
یونان میتواند برای ترکیه تهدید باشد؛ اما چرا سعودیها و پاکستان باید یونان را تهدید ببینند؟
هند میتواند برای پاکستان تهدید باشد؛ اما چرا ترکیه و عربستان سعودی باید هند را تهدید ببینند؟
زیرا هند با ترکیه ۱۰ میلیارد دلار و با عربستان سعودی ۵ میلیارد دلار حجم تجارت دارد.
موضوع اسرائیل نیز آنقدر روشن است که نیازی به دلیل ندارد.
شدیدترین واکنش این سه کشور متحد آمریکا به وحشیگری اسرائیل در غزه و لبنان، محکومکردن بود.
از سوی دیگر، مواضعی که این سه کشور متحد آمریکا در جریان جنگی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه علیه ایران آغاز کردند اتخاذ کردند نیز نشان میدهد که نمیتوانند پیمان دفاعیای تأسیس کنند که اسرائیل را هدف بگیرد.
زیرا سعودیها با اجازهدادن به استفاده از پایگاههایشان در جریان جنگ علیه ایران، از آمریکا و اسرائیل حمایت کردند. ترکیه و پاکستان نیز به موضع سعودیها نزدیک بودند.
ترکیه بدون گنجاندن عبارتی برای محکومکردن حمله به ایران، به گفتن «نقض حقوق بینالملل» بسنده کرد. حملات ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه را نیز «غیرقابل قبول» توصیف کرد.[۷]
پاکستان نیز «در بالاترین سطح به ایران اعلام کرد که حملات به عربستان سعودی، حمله به پاکستان است».[۸]
«محور سنی» مورد تأیید آمریکا
با وجود واقعیت یادشده، رسانههای درباری یک گام فراتر رفتند و گفتند ائتلاف این سه کشور متحد آمریکا علیه آمریکا و اسرائیل است و ادعاهای زیر را مطرح کردند:
«در دورهای که تهدیدهای فزاینده آمریکا و اسرائیل علیه ایران، خاورمیانه را بار دیگر با خطر هرجومرج روبهرو کرده است، قدرتهای نظامی مهم منطقه، یعنی ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی، برای ایجاد یک شراکت دفاعی سهجانبه گام برداشتند.»[۹]
بر اساس ادعای دیگر رسانههای درباری، «محور سنی» متشکل از ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان اسرائیل را هدف گرفته بود و این در واقع از سوی آمریکایی نیز تأیید شده بود که اکنون به جای اسرائیل، ترکیه را ترجیح میدهد.
تز رسانههای درباری چنین است:
«در حالی که روابط دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با ترکیه افزایش مییابد، این وضعیت در اسرائیل بحثبرانگیز شده است. رسانههای اسرائیلی این دیدگاه را پذیرفتهاند که ترامپ محور ترک ـ سنی را تقویت کرده و اسرائیل به حاشیه رانده شده است.
آمریکا در دورههای گذشته ائتلافهای منطقهای را با قرار دادن اسرائیل در مرکز آن تشکیل میداد، اما اکنون با گسترش نفوذ خود در سوریه، عراق و لبنان، از محور ترک ـ سعودی ـ پاکستانی حمایت میکند.»[۱۰]
پس اگر ترجیح آمریکا برای محور سنی به جای اسرائیل، ماهها پیش اسرائیل را دچار وحشت کرده بود، پس از توافقنامه مکه وضعیت در اسرائیل چگونه است؟
رسانههای درباری آن را نیز چنین روایت میکنند:
«رسانههای اسرائیلی که از عبارت «آنچه از آن میترسیدیم بر سرمان آمد» استفاده کردند، میگویند: «محافل تلآویو پیشبینی میکنند که ترکیه با این ائتلاف قدرتمند خواهد شد و آن را تهدیدی بزرگ برای اسرائیل میدانند.»[۱۱]
آمریکا و اسرائیل هنوز درباره توافقنامه مکه توضیح رسمی ندادهاند؛ اما اندیشکده جریان اصلی شورای آتلانتیک که در محافل سیاست خارجی و امنیتی واشنگتن بسیار اثرگذار است، این توافقنامه را ائتلافی ضدآمریکایی نمیبیند.
حتی مطرح میکند که مشارکت پاکستان در تقسیم بار منطقهای ممکن است از سوی دولت ترامپ مثبت تلقی شود.
بهگفته کارشناسان شورای آتلانتیک، توافقنامه مکه بیش از آنکه ائتلافی شبیه ناتو باشد، نشانهای از نظم امنیتی چندقطبی نوظهور در خاورمیانه و جنوب آسیاست.
این توافقنامه ممکن است جستوجوی عربستان سعودی برای توسعه شراکتهایی بهمنظور کاهش وابستگیاش به آمریکا، افزایش وزن پاکستان در معماری امنیتی منطقهای و گسترش نفوذ اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی ترکیه را به همراه داشته باشد.[۱۲]
تعارض محور سنی با اسرائیل است یا با ایران؟
محور سنی مفهومی نیست که با توافقنامه مکه پدید آمده باشد. این ائتلافی است که ضرورت آن در سال ۲۰۰۵ در ارتباط با عراق مطرح شد، در سال ۲۰۱۱ در سوریه به عمل درآمد و در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ نخستین پیروزی ملموس خود را به دست آورد.
کشورهای منطقه که از اشغال عراق به دست آمریکا در سال ۲۰۰۳ حمایت کرده بودند، در سال ۲۰۰۵ آمریکا را به هدیهدادن عراق به ایران متهم کردند. زیرا فرایندهای سیاسی آغازشده در عراق در سال ۲۰۰۵، گروههای سیاسی عراقیِ متحد ایران را تعیینکننده کرده بود.
وضعیت جدید در عراق موجب نگرانی و خشم در همه کشورهای منطقه متحد آمریکا شده بود.
وضعیت جدید در عراق از نگاه آمریکا نیز نگرانکننده بود؛ زیرا نتوانسته بود «دولت نمونه» مورد نظرش را در عراق ایجاد کند و این نیز پایان پروژه خاورمیانه بزرگ (BOP) بود.
ملک عبدالله، پادشاه اردن و والی منطقهای سازمان سیا، افزایش نفوذ ایران در عراق پس از فلسطین، لبنان و سوریه را نیز خطری توصیف کرد و درباره «هلال شیعی» هشدار داد.
مفهوم «هلال شیعی» برای متحدان آمریکا در منطقه نیز هدیهای بیهمتا بود. زیرا میشد حساسیتهای مذهبی را تحریک کرد و در برابر محور مقاومتِ هدفگیرنده اسرائیل، «محور سنی» هدفگیرنده ایران ایجاد کرد.
هدف راهبردی پروژه خاورمیانه بزرگ، ایجاد نظمی منطقهای به رهبری اسرائیل بود. تبدیل کشورهای منطقه به دولتهایی فروریخته در اثر درگیریهای قومی و مذهبی و تجزیه آنها، با «بهار عربی» که نسخه بهروزشده پروژه خاورمیانه بزرگ در سال ۲۰۱۱ بود، ممکن شد.
ایجاد عراقی شیعیِ ضدایران، یکی از اهداف پروژه خاورمیانه بزرگ در عراق بود. آمریکا و محور سنی نتوانستند با جداکردن عراق از ایران به این هدف دست یابند. اما در «بهار عربی» ۲۰۱۱، پیشگام جنگ نیابتی علیه سوریه شدند و در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ نیز پیروز شدند.
پیروزی محور سنی در سوریه، به اسرائیل جرئت داد آخرین گام را برای رهبری منطقه بردارد. اسرائیل توانست حمله گستردهای را که در ۱ اکتبر آغاز کرده بود، ۶۰ روز ادامه دهد و در ۲۷ نوامبر از لبنان، که فقط چند کیلومتر وارد آن شده و بدون توانایی برای ماندن خارج شده بود، درخواست آتشبس کرد.
۲۷ نوامبر ۲۰۲۴ همچنین تاریخی بود که نیروهای تحت فرمان جولانیِ محور سنی، حرکت خود به سوی دمشق را آغاز کردند.
۸ دسامبر، روزی که محور سنی در دمشق اعلام پیروزی کرد، به بزرگترین هدیه راهبردی برای اسرائیل تبدیل شد. اسرائیل پس از این تاریخ، سرزمینهایی بزرگتر از غزه را بهطور دائمی در سوریه اشغال کرد. کنترل درعا، قنیطره و حومه دمشق را از راه زمینی به هر شکلی که خواست در دست گرفت. علیه ایران جنگ به راه انداخت و حتی به بهانه حماس، قطر را نیز بمباران کرد.
از نظر آمریکا و اسرائیل، کشورهای منطقه به سه گروه تقسیم میشوند: کسانی که تسلیم نمیشوند، کسانی که اطاعت میکنند و کسانی که خدمت میکنند.
ایران، حزبالله در لبنان و دولت صنعا در یمن، چون تسلیم نمیشوند، در معرض جنگ قرار دارند. محور سنی گرچه اطاعت میکند، اما گاه در خدمتکردن کوتاهی میکند.
دولتهای فروریختهای چون سوریه و لبنان نیز خدمت میکنند. آمریکا در ازای بهرسمیتشناختن جولانی، رهبر القاعده که برای سرش ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود، بهعنوان احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، و نشاندن جوزف عون و نواف سلام بر کرسی قدرت، از آنها خدمت میگیرد.
کارکرد توافقنامه مکه
توافقنامه مکه نخستین پیمان دفاعی رسمی محور سنی است. بنابراین، اجتنابناپذیر است که هدفی مبتنی بر واقعیت ژئوپولیتیکی و ادراک تهدید محور سنی داشته باشد. با نگاه به روابط محور سنی با آمریکا، میتوان فهمید چرا هدف نمیتواند اسرائیل باشد.
موضع آن در برابر مقاومت ضداسرائیلی و عملکردی که از سال ۲۰۰۵ در عراق و سوریه نشان داده است نیز آشکار میکند که تعارض محور سنی با محور مقاومت بسیار شدیدتر است.
با این همه، روشن است که توافقنامه مکه، که از آن بهعنوان پیمان دفاعی محور سنی یاد میشود، در برابر محور مقاومت نیز بازدارندگی ایجاد نخواهد کرد. زیرا ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در قبال همه مؤلفههای محور مقاومت، ادراک تهدید مشترکی ندارند.
عربستان سعودی ممکن است ایران را تهدیدی اولویتدار ببیند و در جنگی بالفعل با یمن و مقاومت عراق باشد؛ اما اینها مسائل پاکستان و ترکیه نیستند.
از سوی دیگر، در حالی که سعودیها در لبنان درباره خلع سلاح حزبالله آشکارا با آمریکا همکاری میکنند، ترکیه حزبالله را تنها مانع مسلح میان خود و اسرائیل میبیند و با آن موافق نیست. تفاوتهای مشابهی در رویکرد سعودیها و ترکیه درباره مقاومت فلسطین نیز وجود دارد.
توافقی که نه به دوست اطمینان میدهد و نه در دل دشمن هراس میافکند
توافقنامه مکه ظرفیت ایجاد بازدارندگی علیه هیچیک از اهداف فرضی خود، یعنی اسرائیل و محور مقاومت، ندارد. اما از این توافقنامه که نه به دوست اطمینان میدهد و نه در دل دشمن هراس میافکند، چه کسی ممکن است چه هدفی داشته باشد؟
اهداف عربستان سعودی، میزبان توافقنامه، را میتوان چنین خلاصه کرد:
- تقویت دست خود در برابر محور مقاومت،
- کاهش وابستگی به آمریکایی که حتی نمیتواند از آن در برابر حملات ایران محافظت کند.
- یافتن متحدانی برای موازنه با ایران در منطقه خلیج فارس پس از آمریکا.
سعودیها میکوشند در برابر ابتکارهایی مانند کریدور هند ـ خاورمیانه ـ اروپا (IMEC)، که پروژه مشترک اسرائیل و امارات است، با پروژههایی مانند راههای تجاری جدید از مسیر عمان و راهآهن حجاز، نقش مرکزی خود را در منطقه بازسازی کنند.
پاکستان با این توافقنامه اهداف زیر را دنبال میکند:
- تبدیلشدن به بازیگری تعیینکننده در معماری امنیتی که در دوره پس از آمریکا پدید خواهد آمد.
- پرستیژ منطقهای؛ زیرا پاکستان بهعنوان کشوری «بیهویت» شناخته میشود که با مشکلات داخلی خود دستوپنجه نرم میکند و در پروژههای جهانی منفعل مانده است. این پیمان فرصتی برای پاکستان فراهم میکند تا دوباره در نقشه ژئوپولیتیکی جایگاهی به دست آورد.
- وابستهتر کردن سعودیها به خود از لحاظ امنیتی،
- کاهش بحران اقتصادی خود با کمک مالی حدود ۵ میلیارد دلاری که از سعودیها دریافت خواهد کرد،
- پاکستان که با پروژههایی چون IMEC به حاشیه رانده شده، با این پیمان برای خود نقشی راهبردی جدید تعریف کند؛ از طریق پیوند دادن کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) به شبکهای منطقهای گستردهتر از مسیر عمان و عربستان سعودی،
برخلاف سعودیها، موازنهکردن ایران برای پاکستان هدفی اولویتدار نیست. میان دو کشور هیچ درگیریای وجود ندارد؛ برعکس، روابط اجتماعی و سیاسی بسیار قدرتمندی میان آنها وجود دارد. از سوی دیگر، ظرفیتهای همکاری میان پاکستان و ایران در حوزه انرژی موجود است.
از این رو انتظار نمیرود پاکستان بخشی فعال از جبههای ضدایرانی باشد.
اهداف ترکیه را نیز میتوان چنین خلاصه کرد:
- به دست آوردن بازارهای جدید برای صنایع دفاعی،
- نقشآفرینی در معماری امنیتی خلیج فارس که پس از آمریکا شکل خواهد گرفت،
- تقویت جایگاه خود در شبکههای انرژی و تجارت.
در رسانههای ترکیه مطرح میشود که این پیمان میتواند در برابر توسعهطلبی منطقهای اسرائیل، عامل موازنه باشد.
از سوی دیگر، ترکیه میبیند که اسرائیل در سوریهای که از طریق رژیم جولانی نفوذی جدی در آن دارد، قدرت میگیرد. ممکن است محاسبه کند که این پیمان میتواند به جلوگیری از گسترش اسرائیل کمک کند.
نتیجه
توافقنامه مکه، هرچند با گفتمان «صلح و ثبات منطقهای» به افکار عمومی عرضه میشود، تعریف هدفی که عمداً مبهم باقی گذاشته شده و پیوندهای عمیق نظامی ـ اقتصادی سه کشور با آمریکا، این هدف را زیر سایه قرار میدهد.
این ائتلاف نه فقط در برابر اسرائیل، بلکه در برابر محور مقاومت نیز ظرفیت ایجاد بازدارندگی ندارد.
ابهام درباره هدف در توافقنامه، به سه کشور یادشده کمک میکند تا مشروعیت سیاسی داخلی خود را تحکیم کنند و جایگاهشان را بر سر میز چانهزنی منطقهای تقویت کنند.
برای سعودیها، جستوجوی شرکای امنیتی جایگزین آمریکا در برابر ایران؛ برای پاکستان، رهایی اقتصادی و نفوذ ژئوپولیتیکی؛ و برای ترکیه، تلاش برای گسترش بازار صنایع دفاعی و ایجاد موازنهای غیرمستقیم در برابر نفوذ اسرائیل در سوریه برجسته است.
اما تفاوتهای بنیادین در ادراک تهدید این سه کشور، مانع از آن میشود که پیمان به توانایی انجام عملیات نظامی ملموس تبدیل شود.
بنابراین، توافقنامه مکه چیزی جز سندی که «نه به دوست اطمینان میدهد و نه در دل دشمن هراس میافکند» باقی میماند.
منابع
[۱] AA، ۷ اوت ۲۰۲۶، Saudi foreign minister says defense pact with Türkiye, Pakistan reflects deep strategic ties — https://mobil.aa.com.tr/en/politics/saudi-foreign-minister-says-defense-pact-with-turkiye-pakistan-reflects-deep-strategic-ties/4021264
[۲] Dawn، ۸ اوت ۲۰۲۶، Pakistan joins Saudi Arabia, Turkiye in ‘all for one’ pact — https://www.dawn.com/news/2021421
[۳] AAJTV، ۸ اوت ۲۰۲۶، Saudi official: Defence pact not aimed at any country — https://english.aaj.tv/news/330466953/saudi-official-defence-pact-not-aimed-at-any-country
[۴] Republic، ۷ اوت ۲۰۲۶، An Attack On One Is An Attack On All: Saudi Arabia, Turkey, Pakistan Forge Defense Agreement — https://www.republicworld.com/global-news/an-attack-on-one-is-an-attack-on-all-saudi-arabia-turkey-pakistan-forge-defense-agreement-2026-08-07-134253
[۵] Dawn، ۷ مارس ۲۰۲۶، Allow Notifications Pakistan signals support to Saudi Arabia while treading carefully with Iran amid Gulf escalation — https://www.dawn.com/news/1979437/pakistan-signals-support-to-saudi-arabia-while-treading-carefully-with-iran-amid-gulf-escalation
[۶] Star، ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶، Nükleer güce sahip Pakistan'dan ilk resmi açıklama geldi: Türkiye ile savunma anlaşması yolda — https://www.star.com.tr/dunya/nukleer-guce-sahip-pakistandan-ilk-resmi-aciklama-geldi-turkiye-ile-savunma-anlasmasi-yolda-haber-1990621/
[۷] İletişim Başkanlığı، ۱ مارس ۲۰۲۶، Recep Tayyip Erdoğan: ABD ve İsrail’in İran’a yönelik saldırısı, İran’ın egemenliğini açıkça ihlal etmektedir. İran’ın körfez ülkelerine yönelik saldırısı da kabul edilemez (1TV) — https://www.iletisim.gov.tr/turkce/dis_basinda_turkiye/detay/recep-tayyip-erdogan-abd-ve-israilin-irana-yonelik-saldirisi-iranin-egemenligini-acikca-ihlal-etmektedir-iranin-korfez-ulkelerine-yonelik-saldirisi-da-kabul-edilemez-1tv
[۸] Geonews، ۱۸ ژوئیه، Pakistan tells Iran Houthi attacks on Saudi Arabia are its ‘red line': report — https://www.geo.tv/latest/673636-pakistan-tells-iran-houthi-attacks-on-saudi-arabia-are-its-red-line-report?utm_source=chatgpt.com
[۹] Star، ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶، Türkiye dahil 3 ülkeden bölgede dengeleri değiştirecek ittifak! Taslak metin tamam — https://www.star.com.tr/dunya/turkiye-dahil-3-ulkeden-bolgede-dengeleri-degisecek-ittifak-taslak-metin-tamam-haber-1990938/
[۱۰] Haber7، ۳ فوریه ۲۰۲۶، Siyonistlerin intikam korkusu: Türk-Sünni ekseninin güçlenmesi İsrail'de gerilim yarattı! — https://www.haber7.com/dis-politika/haber/3601281-siyonistlerin-intikam-korkusu-turk-sunni-ekseninin-guclenmesi-israilde-gerilim-yaratti?utm_source=chatgpt.com
[۱۱] Star، ۸ اوت ۲۰۲۶، ''Mekke Anlaşması'' alarmı: Korktuğumuz başımıza geldi — https://www.star.com.tr/dunya/mekke-anlasmasi-alarmi-korktugumuz-basimiza-geldi-haber-2032841/
[۱۲] Atlantic Council، ۷ اوت ۲۰۲۶، Why Saudi Arabia, Pakistan, and Turkey just signed a defense pact — https://www.atlanticcouncil.org/dispatches/why-saudi-arabia-pakistan-and-turkey-just-signed-a-defense-pact/?utm_source=chatgpt.com
